ايرج افشار

111

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

و چون به محل معهود رسيدند امير مشاراليه چون آب كه در قدم سرو روان سرنهد و چون خاك كه پيش آفتاب بر زمين افتد « 1 » از بادپاى آتش‌سا « 2 » فرود آمده سر خضوع بر زمين خشوع نهاد و دعا و ثناء لايق ادا نمود . بيت كه اى نور سپهر آفرينش * چراغ‌افروز چشم اهل بينش جهان تا هست باشى در جهان شاد * جهان دايم ز فيض عدلت آباد ديگر امير نامدار على بيك اعمارلو « 3 » با غلبهء مردان كار و مبارزان عرصهء كارزار با يراقى تمام به معرض عرض آمد « 4 » و لوازم و مراسم عرض به جاى آورد . و بعد از او « 5 » امير اعظم شاه قلى بيك عين الملك با سپاهى عظيم و اسباب تمام خود را منظور نظر كيميا خاصيّت ساخته و همچنين ساير امراء عظام كه در سول مرتب بودند فوجا بعد فوج به ترتيب مقرّر خود را با يراق و اسباب و تجمل عظيم ملحوظ نظر كيميا خاصيّت « 6 » مىگردانيدند . و چون زبان قلم در اداء حق اوصاف هريك قاصر است و بنان بيان در اشارهء به احصاء شمايل ايشان فاتر ، عنان قلم از صوب تفصيل به جانب اجمال معطوف ساختن اولى نمود و عدد ايشان چنانچه در روزنامچهء همايون مثبت « 7 » است هفت هزار و سيصد و هفتاد بود ، نوكر پنج هزار و هشتصد و ده ، از آن جمله هزار و هفتصد « 8 » و سى و يك پوشن‌دار « 9 » و باقى تركش‌بند و هزار و هفتصد و هشده قلغچى . و بعد از آن عساكر منقلاى متوجّه عرض‌گاه شدند . مقدّم ايشان فاتحهء مصحف فتح و فيروزى ، و تميمهء « 10 » و شاح سعادت و بهروزى [ a 16 ] ، غنچهء گلشن عظمت و جلالت و نهال چمن ابهت و ايالت سلطان نور الدّين الوند ميرزا چون كوه

--> ( 1 ) . ط : و چون آفتاب كه بر زمين افتد ( 2 ) . ط : فرساى ( 3 ) . ج ، ب : اغمالو ( 4 ) . ط : درآمدند ( 5 ) . ط : آن ( 6 ) . ط : اثر ( 7 ) . ط : ثبت ( 8 ) . ط : از ده تا اينجا افتاده ( 9 ) . ط : جوشن‌دار ( 10 ) . از ط آورده شد